خرید بک لینک

درباره سایت

133

آخرین مطالب

امکانات وب

حوصله هیچ کس را ندارم، وقتی میگویم هیچ کس، یعنی هیچ کس! خب... راستش هیچ کس هیچ کس هم که نه، البته که حوصله ی "تو" را دارم... ! میدانی، تو فرق داری، تو... میتوانی هر وقت دلت خواست، بی اجازه، بدون اینکه

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

آن طرف پنجره، زمستان است، شاخه های درختی که نمی دانم چیست، خشکیده اند، و انگار حرفی برای زدن ندارند! این طرف اما بهار است، نیمه های بهار، شاید شبیه چهارده اردیبهشت! نشسته ای کنار بخاری... شعله های آب

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

طبقه منفی یک پارکینگ... مینشینم توی ماشین، آینه را تنظیم میکنم، کمربند ایمنی را میبندم، ماشین را روشن میکنم، سمت راست که میپیچم، تلق تلق سر پلوس ماشین صدا میدهد...! به خروجی پارکینگ میرسم، ناخودآگاه

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

نمیدانم چرا این را گفت؟! واقعا نمیدانم ... نگاهی به کبودی زیر چشمش که مثل یک مدال افتخار است می اندازد، و به پارگی کنار لبش، که به عقیده خودش نشانی از دوست داشتن است، میخواهد لبخند بزند، کنار لبش میسو

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

برای خوشبخترین مرد دنیا بودن، فقط یک "تو" کم داشتم

که قسمتم نبودی!

"مردی که ..."

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

دو مرد روبروی هم! آن یکی هر روز پر میشود از آغوش "تو"... این یکی، غرق در خیال شیرین "تو" آن یکی تکرار هر روز دیدنت، دیدنت، دیدنت... این یکی، امروز بیشتر از دیروز دوست داشتنت آن یکی، هر شب بوسیدن لبهای

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

من از قبیله ی گمنام ها

من از قبیله ی پنهان ها

من از قبیله ی سکوت!

تو وارث لبخندها

تو نماینده ی خوبی ها

تو پادشاه زیبایی

من از تبار بغض

من از سرزمین آه

من از کویر تنهایی...!

تو چکیده ی مهربانی

تو انتهای خوبی

تو نماینده ی لیلاها

"مردی که تو را ندارد"

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

بزرگراه نواب و ساختمان های بلند اخمویش... برج میلاد با تمام اعتماد به نفسش... شبهای پارک خوابی چندسال پیش! برج آزادی دوست داشتنی... خط زرد مترو... ایستگاه ابن سینا... خیابان پیروزی... امیرآباد... پارک

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

نمیدانم! بعد از مرگ هم، باز آدم دلش تنگ میشود؟ باز آن حس شیرین آزار دهنده دوست داشتن توی دل آدم هست؟ باز با تمام وجود کسی را میخواهد و نداشتنش دلش را خون میکند؟کاش اینطور باشد... کاش اینطور باشد... من

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

مرا... با خود ببر....

به میهمانی لبخندت، به اندوه فاصله، به آبی حضورت...

مرا با خود ببر...

به شیرینی پرستش ات، به جشن واژه ها، به بی انتهای صدایت...

تو... اگر.... بخواهی...

خواهم برد تو را

به راز سکوت، به آرامش غلیظ نیمه شب، به سلام لبخند

تو را با خود خواهم برد

به آغوش لحظه ها، به نوازش فرداها...

تو

اگر

بخواهی

یکی خواهیم شد

چقدر دوست داشتنت شیرین است

آنقدر که تلخی نداشتنت را حس نمیکنم

"مردی که تو را ندارد"

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 9:00

صفحه بندی